 در عجبم که چه چیز می تواند جایگزین بیست چند سال تجربه سینمای جوان شود.
به نام بی نیاز ترین نیاز خانه سینما اخیرا سرفصل پیشنهادات خود برای پیشبرد و توسعه سینمای ایران را منتشر کرد که در آن خواستار انحلال انجمن سینمای جوانان ایران، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و موسسه رسانههای تصویری شده بود. *** انحلال سینمای جوانان یعنی مرگ تدریجی فیلم کوتاه در کشور. در عجبم که چه چیز می تواند جایگزین بیست چند سال تجربه سینمای جوان شود. چراغی که به دلیل بی مهری های فراوان در طول سالهای پر فروغ خود به سوسو زدن افتاده اما هیچ وقت انرژی، انگیزه، استعداد و فعالیت جوانان پر افتخارش نگذاشته که خاموش شود. دفاتری که آموزش و تربیت نسلی را بر عهده دارد که فیلمسازان و افتخار آفرینان آینده این صنعت گران بها در کشور هستند . جوانانی که در 60 شهرستان این کشور ایده های نو به سینما هدیه میدهند ، که بعضا هم مورد استفاده صاحب نامها و پیرمردهای دانا سینما قرار می گیرد. شاید این جوانان ارزش آن را ندارند که به آنها، کارشان و خدمتی که به سینمای کشور می کنند فکر شود!. سینمای جوانان هر شهرستان با برگزاری کلاسهای آموزشی در زمینه های مختلف فیلمسازی تلاش میکند خدمتی هر چند ناچیز را به جامعه سینمایی کشور نماید ،کما این که اکثر فیلمسازانی که بعدها جذب دانشگاهای مختلف شدند و اکنون با عنوان "فیلمسازهوشمند" ایرانی به سینمای دنیا معرفی می شوند از همین دسته اند. انجمن سینمای جوانان ایران از بدو تاسیس تا کنون اکثر مراکز فرهنگی استانها ی کشور را تغذیه کرده. برگزاری کلاسهای آموزش آشنایی اولیه با فیلمسازی، کارگاه های تخصصی ، جشنواره های منطقه ای ، نشستهای تخصصی نقد و تحلیل فیلم، حضور های بین المللی، تجربه ایده های تازه و... همه از فعالیتهای این دفاتر هستند که در کمتر جایی شاهد آن هستیم که با این دقت و وسواسی که در دفاتر 60 گانه هست پیگیری شود. اما خانه سینما و این پیشنهاد عجیب و غیر کارشناسانه! خانه ای که برخی اعضاء آن قدم های اولیه خود را در زمینه سینما از دفاتر انجمن سینمای جوان برداشته اند و یا هنوز از اعضا اصلی یا مدرس آن هستند و احتمالا همین دوستانی هم که این پیشنهاد را داده اند و حالا نظریه پرداز و صاحب نام شده اند از همین مراکز با سینما آشنا شده اند و اکنون پس از چند صباحی با این نگاه تازه! و البته بدون تامل به گذشته خود، بی شک با این پیشنهاد تهدید علیه جوانانی آغاز کرده اند که تمام عشق و علاقه خود را نسبت به فیلمساز ی از طریق دفاتر سینمای جوانان در شهرستانها ابراز می دارند و حداقل در نگاه اولشان این زرق برق سینماست که مانع می شود سر از جاهایی در آورند که نباید! . شاید هم طبیعی است که دوستان نظریه پرداز مرکز نشین، حال جوانی که در یک شهرستان دور افتاده به همین حداقلها دل خوش کرده و روز خود را با فکر کردن و تجربه پیرامون دانسته های مختصرسینمایی خود به شب می رساند ندانند. آقایان این هنر که منحصر به آدمهای خاص و انگشت شمار و دست چین نیست! که آن را در "جعبه مرکز نشینی" خلاصه کنید. چه شگفت انگیز است که گذشته را فراموش،حال را نا معلوم وآینده را خراب کنیم . کریم فائقیان 1388/6/4
متن منتشر شده در سایت فیلم کوتاه |