نقد و بررسي عكس هايي از يوجين اسميت و مايكل كنا جلسه اين هفته كارگاه عكس با نقد و بررسي آقاي رضا عنصر سيار از عكس يوجين اسميت آغاز شد.
در اين عكس با كادر افقي سوژه هاي اصلي دو سرباز هستند كه تقريبا در وسط كادر قرارگرفته اند.
با توجه به سايه كوتاه سرباز نشسته و شاخ و برگ هاي فراوان مي توان گفت عكس در ساعات ظهر در ميان درختان جنگل گرفته شده است. دو سرباز درون عكس كه يكي افتاده روي زمين و كشته شده و داراي لباس هايي روشن چهره اي و نوراني و نگاهي به بالا است و ديگري نشسته با لباسهايي كه به علت تابش نور از روبرو سياه و نگاهش به سمت جلو و در حال مبارزه است، تضاد زيادي را ايجاد كرده است.
در اين عكس به خوبي از خطوط استفاده شده و خطوط و شاخ و برگ هاي در هم ريخته نشان از تشويش و اضطراب دارد، خطوط چروك لباس، انحناي گردن، پاها و دست ها در سرباز مرده مي توان شكست و تسليم شدن را ديد و خطوط شكسته كه به صورت مثلث سياهي نمايان شده در سرباز نشسته مي توان مقاومت و مبارزه را بيان نمود.
اين عكس كه يك عكس خبري است داراي جنبه هاي هنري فراوان است و اين دو خصوصيت، آنرا تبديل عكسي نموده كه در هر زماني مي توان از آن صحبت كرد.
پس از گفتگوهاي اعضا در مورد عكس نقد شده اسميت، آقاي احسان محمدي نقد خود را از عكس مايكل كنا آغاز كرد. لنداسكيپهاي نامتعارف، استفاده از نور صبح زود و يا شب به همراهي نوردهي بالا، نبود انسان درعكسها از خصوصيات عكس هاي مايكل كنا (Michael Kenna) است. كنا عكاس انگليسي كه با عكسهايش در غياب انسان، مفاهيمي انساني و فلسفي را در عكسهايش به رخ مخاطب مي كشد. در اين عكس كنا با تكيه بر قدرت خلاق خويش گويي نظريهي مُثُل افلاطون را بر بوم عكس خويش درآورده. بنا بر نظريهي افلاطون هر حقيقتي به سان سايهايي است كه برديوارهي غار نقش بسته. گويا سايهي پنجره حقيقتي است كه در سطحي فراتر آن را در ديوار ميبينيم. سايهي پنجره ما را به سوي خود پنجره هدايت ميكند. عناصر، خطوط و حجم هاي موجود در كادر گويي يادآور عبارت Objective correlative تي اس اليوت است كه از در كنار هم قرار گرفتن خطوط خشك و يكنواخت، حجم ها، تضادها و تكرار فضاهاي خالي و استفاده از سايه ها، در مجموع يادآور فضاي سكوت و تنهايي است.
كنا در عكس ها و لنداسكيپ هايش مفاهيمي انساني را در غياب انسان به نمايش در مي آورد.